محمود نجم آبادى

294

تاريخ طب در ايران ( فارسى )

امروز در همين‌جا ميان مغان و مصلح آنان فرمان خود را آشكار كنند ، آزمايشى قطعى و مسلم به شهريار ايران تكليف مىكنم ، اسب شاه كه براى خواندن وى بر اريكه سلطنت پيك آفتاب بوده سخت رنجور است ، مغان در مداواى آن به عجز قصور معترفند و من شايستگى خود را اعلام مىدارم ، . . . " رخصت مىخواهم معالجت اسب شاه را شرطى بگذارم ، اگر من به بازگشت تندرستى اسب توفيق يافتم ، مغان و معاندين به تقدس دعوت من گواهى دهند ، در حضرت پادشاه و دربار و جمله مردم اقرار كنند ، كه زرتشت از آنان تواناترست زيرا براستى ( شكل 127 ) تصوير داريوش ( پرس‌پليس ) دستور و فرستاده اورمزد است ، شاه علامت موافقت ارزانى فرمود . شما مغان و موبدان اين دعوت با ابهت را مىپذيريد ؟ مغ سالخورده به نام همكاران متحير و سرگردان خود بر آنچه مىگذشت رضا داد . " آنگاه زرتشت به گوش راست اسب خم شد ، پنداشتى سخن گفت ، اما بسيار